از چاله به چاه افتادیم
از چاله به چاه افتادیم!
علی خورشیدی

عقلا جمله معروفی دارند که در آن می‌گویند «دفع فاسد به افسد خطاست». یعنی اشتباه است که مشکلی را با افتادن در مشکلی بزرگتر حل کرد. مثل آن است که آدمی برای رهایی از چاله خودش را درون چاه بیاندازد. به قول خودمان برای درست کردن ابرو، چشم را کور نمی‌کنند. اما در طول تاریخ […]

عقلا جمله معروفی دارند که در آن می‌گویند «دفع فاسد به افسد خطاست». یعنی اشتباه است که مشکلی را با افتادن در مشکلی بزرگتر حل کرد. مثل آن است که آدمی برای رهایی از چاله خودش را درون چاه بیاندازد. به قول خودمان برای درست کردن ابرو، چشم را کور نمی‌کنند. اما در طول تاریخ بارها انسان‌ها این خطا را انجام داده‌اند.

دوران حکومت قاجار در ایران بود. ایرانیان متوجه مشکل بزرگی به نام استبداد پادشاهان خود شدند و به سرکردگی روحانیت و با شعار «عدالتخواهی» به پا خواستند. «نهضت عدالتخانه» پس از ورود روشنفکران به جریان «مشروطه خواهی» تغییر ماهیت داد. شیخ فضل الله نوری پس از مدتی همراهی با مشروطه خواهان متوجه شد شاید مشروطه ما را از استبداد شاهان قاجاری آزاد کند اما کشور را به دامان استعمار انگلیس خواهد برد. شیخ فضل الله معتقد بود مشروطه‌ای که پلوی آن،در سفارت انگلستان پخته شود مشروعه نیست. او حاضر نبود برای رهایی از بردگی شاه ایران به بردگی بیگانگان تن دهد.
اما جریان روشنفکری و بخشی از جریان روحانیت، «ساده اندیشانه» تنها به خطر استبداد فکر می‌کردند و از خطر بزرگتری به نام «استعمار» غافل بودند. البته بماند که بخشی از این جریان «ریزه خوار استعمار پیر» بوده و به همین دلیل از افتادن در چاه دم بر نمی‌آوردند.مسئله زمانی روشن گردید که کشور پس از پیروزی مشروطه نه تنها موفق به رهایی از چنگال استبداد داخلی نشد، بلکه به چنگال استبداد استعماری قلدرانی مانند رضا شاه افتاد.
این مثال‌های تاریخی هشداری است برای نگاه دقیق‌تر به سیاست‌هایمان؛ چه در عرصه داخلی و چه در عرصه‌هایی مانند جهان اسلام. امروز امت اسلامی باید مراقب باشد که برای درست کردن ابروی خود «ساده اندیشانه» چشم را کور نکند. امروز امت اسلامی با ۲ خطر جدی روبه‌رو است، اول خطر اسلام تکفیری است که از آستین داعش و النصره خارج شده و دوم خطر استبداد داخلی است که در برخی از کشورهای اسلامی نظیر؛ بحرین و یمن و قطر و … وجود دارد.
یکی از بزرگ‌ترین خطاهای امروز جهان اسلام آن است که بخواهد خطر اسلام تکفیری و استبداد داخلی برخی از کشورها را با افتادن در دامان ابر قدرت‌ها حل نماید. اشتباه است انسان دعوای درون یک خانواده را نزد دشمنان برده و از آنان برای حل مشکل کمک بخواهد. اگر امروز برای حل مشکلات جهان اسلام به مستکبرین جهان تکیه کنیم نتیجه‌ای جز آن‌چه ایران در جریان مشروطه تجربه کرده است، نخواهیم دید.
امت اسلامی به ویژه ایران در عرصه بین‌المللی نباید اجازه دهد که حضور دشمن اصلی امت اسلامی یعنی آمریکا، در حل مشکلات درونی جهان اسلام به رسمیت شمرده شود. نباید اجازه بدهیم دشمنی که در ظاهر خود را حلال مشکلات عالم نشان می‌دهد اما در دل جز به نابودی و استحاله جهان اسلام نمی‌اندیشد، در امور جهان اسلام دخالت کند. باید مواظب باشیم که از چاله به چاه نیافتیم و برای درست کردن ابروی جهان اسلام، «ساده اندیشانه» چشم آن را کور نکنیم. سیاست‌مدارن ما نباید فراموش کنند کلام رهبرمان را که«آمریکا بخش عمده‌ی مشکلات منطقه است نه بخشی از راه‌حل مشکلات».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *