payam-fazlinejad
به همت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق برگزار شد
تحلیل «مافیای روزنامه‌ نگاران جاسوس در ایران» توسط پیام فضلی‌نژاد

فضلی نژاد در این سخنرانی عقبه فکری و سیاسی و امنیتی روزنامه نگارانی که ابتدای بهمن توسط وزارت اطلاعات بازداشت شدند را بازخوانی و ارتباطات داخلی و خارجی آنان را شرح کرد.

پیام فضلی نژاد، پژوهشگر موسسه کیهان، شامگاه سه شنبه شب ۱۷ بهمن به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) در این دانشگاه حاضر شد و به سخنرانی در موضوع «جریان شناسی مطبوعات ایران» پرداخت. آن چه در ادامه می خوانید بخشهایی از صحبت های او می باشد:

از پایان دهه ۱۳۶۰ تجدید حیات کارتل های مطبوعاتی عصر پهلوی دوم مانند مافیای روزنامه های آیندگان، رستاخیز و… را شاهد بودیم که بخشی از این روند با مدیریت «عطالله مهاجرانی» (معاون حقوقی رییس دولت کارگزاران) تحت عنوان پروژه امنیتی «جذب و هضم» رخ داد. در ابتدای دهه ۱۳۷۰ مهاجرانی با حضور در دفتر ماهنامه کلک به سردبیری علی دهباشی با شاهرخ مسکوب از مشاوران بنیاد اشرف پهلوی دیدار کرد و از آنان برای حضور فعال تر در عرصه مطبوعات دعوت کرد. تصاویر و شرح این ملاقات در کتاب «ارتش سری روشنفکران» به چاپ رسیده است.

عقبه روزنامه نگارانی که ساعاتی پیش در دومین بیانیه وزارت اطلاعات از آنان به عنوان بخشی از پازل جنگ روانی انگلیس از آنان یاد شد، به نشریات تحت حمایت حزب کارگزاران می رسد. برای نمونه «اکبر- م» که از مدیران هفته نامه آسمان بود، سال ۱۳۸۴ در بخش رسانه ای ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی مسئولیت داشت و «حسین درخشان» که در کوران آن انتخابات ناگهان از کانادا به ایران سفر کرد، در این ستاد حضور یافت و با این روزنامه نگاران دیدار کرد که فیلم آن موجود است. درخشان پس از سفر سال ۱۳۸۴ به ایران، به اسراییل سفر کرد و مجموعه اطلاعات خود را از رایزنی با فعالان رسانه ای حامی کارگزاران در اختیار مقامات امنیتی رژیم صهیونیستی گذاشت.
در آخرین بیانیه وزارت اطلاعات ارتباط سیستماتیک این روزنامه نگاران با مستندسازان بازداشت شده که خانه سینما از آنان حمایت کرد، فاش شده است. یکی از این مستندسازان «ناصر-ص» از نویسندگان «ماهنامه فیلم» است که در دهه ۱۳۸۰ با سفر به کانادا و تورنتو با یکی از عوامل برجسته ضد انقلاب در نشریه فارسی زبان «شهروند» ملاقات کرد. عقبه این مستندسازان نیز به باند جاسوسی سیامک پورزند می رسد. پورزند از سال ۱۳۷۶ به سازماندهی شبکه ای از روزنامه نگاران پرداخت که پسمانده های آنان اکنون تحت تعقیب وزارت اطلاعات هستند، در حالی که وقتی نظام در آذر ۱۳۸۰ تصمیم به انهدام این شبکه جاسوسی رسانه ای گرفت، برخی از چهره های امنیتی دولت اصلاحات به شدت مخالف بازداشت آنان بودند و آن هنگام «وحید پوراستاد» که با مسئولان امنیتی دولت خاتمی همکاری داشت، در روزنامه نوروز به دفاع از سیامک پورزند و عوامل وی پرداخت. پوراستاد اکنون به خارج گریخته و از خبرنگاران «رادیو فردا» است.
فضلی نژاد گفت: متهم ردیف دوم پرونده جاسوسی سیامک پورزند فردی به نام «محمدباقر صمیمی» (بازرس هیات مدیره انجمن صنفی تبلیغات ایران در دهه ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰) است که اگرچه در سال ۱۳۸۱ به جرم جاسوسی بازداشت شد، اما در سال ۱۳۸۵ در کمال ناباوری موفق به اخذ امتیاز مجله «رونا» شد و در سال ۱۳۸۹ این مجله مراسمی را برای تجلیل از چهره های فرهنگی سال برگزار کرد. در این مراسم «اسنفدیار رحیم مشایی» نیز حضور داشت و توسط مجله رونا جایزه «مرد فرهنگی سال» را گرفت. باند پورزند نه تنها در بخشی از نشریات جریان فتنه حضور فعال دارد، بلکه پیوندهای تنگاتنگی را با نشریت حلقه انحرافی مانند ۷ صبح و… دارد. اینکه چه اراده ای سبب تجدید حیات باند جاسوسی سیامک پورزند شد و متهمان این پرونده امتیاز انتشار نشریه گرفتند، جای تامل بسیار دارد و امیدواریم در تحقیقات وزارت اطلاعات این پازل روشن تر شود.
وی با بیان اینکه کارتل مطبوعاتی حزب کارگزاران در دهه ۱۳۷۰ روزنامه «آفتاب گردون» را برای گروه سنی نوجوانان تحت مدیریت غلامحسین کرباسچی منتشر می کرد، ادامه داد: روزنامه آفتاب گردون را فریدون عموزاده خلیلی سردبیری می کرد که اکنون مدیر نشریه چلچراغ است. این باند مطبوعاتی با چهره های مطبوعات عصر پهلوی دوم گره خورد و تحت سیطره آنان ادامه حیات داد تا جایی که امروز صفحات نشریاتی مانند «مهرنامه» و «آسمان» و «تجربه» و «اندیشه پویا» و… مملو از مطالب جاسوسان برجسته ام. آی.۶ مانند «ابراهیم گلستان» یا مشاوران شاه مانند «احسان نراقی» و «سیدحسین نصر» و… است. وقتی شهرداری تهران در دهه ۱۳۷۰ تصمیم به انتشار روزنامه همشهری گرفت، از چهره هایی مانند «احمد ستاری»، «ماشالله شمس الواعظین» (سردبیر روزنامه های زنجیره ای) دعوت به همکاری کرد و نطفه روزنامه های زنجیره ای دوران اصلاحات با پول ها و بودجه های دولت کارگزاران گذاشته شد.
پژوهشگر موسسه کیهان درباره سابقه فعالیت روزنامه نگاران جاسوس در نشریات دولتی عصر کارگزاران و سازندگی اظهار داشت: روزنامه «همشهری» در دهه ۱۳۷۰ اولین جرقه های تجدیدنظرطلبی ایدئولوژیک را زد و چاپ مقاله «وکالت یا ولایت فقیه؟» نوشته مهدی حائری یزدی یکی از اولین چالش های این روزنامه با ماهیت انقلاب اسلامی ایران بود. همان گفتمان فکری که شمس الواعظین و تیم او در ماهنامه «کیان» با محوریت عبدالکریم سروش دنبال می کردند، در صفحات اندیشه روزنامه همشهری نیز دنبال می شد و ابتدای دهه ۱۳۸۰ ضمیمه های «همشهری جهان» و «همشهری دیپلماتیک» در اختیار فعالان روزنامه های زنجیره ای مانند «محمد قوچانی» (از متهمان دادگاه کودتای مخملی ۱۳۸۸ و سردبیر فعلی ماهنامه مهرنامه) قرار گرفت و «سعید حجاریان» نیز مقالاتش در همشهری چاپ می شد.
فضلی نژاد افزود: اردیبهشت ۱۳۷۹ مقام معظم رهبری برخی مطبوعات داخلی را «پایگاه های دشمن» توصیف کردند و می بینیم که پس از توقیف و تعطیلی نشریات زنجیره ای اصلاح طلبان، حزب کارگزاران که مدیریت روزنامه همشهری را برعهده داشت، نشریه خود را در اختیار عوامل این پایگاه های دشمن می گذارد. شگفت انگیز است که روزنامه نگاران نشریات زنجیره ای از تندروترین مخالفان آقای هاشمی رفسنجانی بودند و بیشترین حملات را در جریان انتخابات مجلس ششم به ایشان کردند، اما می بینیم که فائزه هاشمی رفسنجانی نیز در هنگام انتشار روزنامه «زن» نیز از همین افراد استفاده کرد و «ابراهیم نبوی» را به سردبیری روزنامه اش برگزید. نبوی پس از بازداشت و محاکمه از ایران گریخت و اکنون با رسانه های اروپایی و آمریکایی علیه جمهوری اسلامی کار می کند.
وی ادامه داد: بنابراین، این همه که امروز درباره هوشمندی و درایت آقای هاشمی رفسنجانی تبلیغ می شود، واقعا اینگونه نیست، چون ایشان مجددا در دام روزنامه نگارانی افتاد که در عصر اصلاحات و با حمایت عطالله مهاجرانی در روزنامه های «جامعه»، «طوس»، «نشاط»، «عصر آزادگان»، «نوروز»، «صبح امروز» و… به هتک حیثیت وی پرداختند. این فعالان رسانه ای که با عوامل اسرائیل نیز ارتباط داشتند، هم در عصر اصلاحات حملات گسترده ای را علیه آقای هاشمی طراحی و اجرا کردند و هم در سالهای گذشته با حمایت های حزب کارگزاران به حیات سیاسی خود ادامه دادند و اکنون خود را هواخواه آقای هاشمی جا زده اند. آیا آقای هاشمی از سابقه این عوامل  برجسته«پایگاه های دشمن» در مطبوعات بی خبر هستند که مانند «سیدمحمد خاتمی» مستقیم و غیرمستقیم از چنین عواملی حمایت می کنند؟ اگر بی خبر هستند که باید در هوشمندی ایشان شک کرد و اگر مطلع هستند باید در درایت ایشان تامل جدی کرد. به گمان من این پرسش به زودی پاسخی روشن خواهد یافت.
نویسنده کتاب «ارتش سری روشنفکران» با بیان جزییات تحلیل محتوای «حسین شریعتمداری» از روزنامه همشهری گفت: سال ۱۳۷۱ رهبر معظم انقلاب به آقای شریعتمداری ماموریت دادند تا به تحلیل محتوای روزنامه همشهری بپردازند. در آن هنگام آقای شریعتمداری در پژوهشی ۱۱ صفحه ای به تحلیل محتوای ۱۰ شماره از سرمقاله های روزنامه «همشهری» پرداختند و آن را به صورت دستنویس به محضر مقام معظم رهبری ارائه دادند. در این تحلیل که یک سند تاریخی برای دشمن شناسی در عرصه مطبوعات است، آقای شریعتمداری ماموریت این مافیای رسانه ای را تجدیدنظرطلبی در اصول انقلاب اسلامی دانستند و اکنون پس از ۲۰ سال که از نگارش آن می گذرد می بینیم فرضیه های مطرح در آن پژوهش به اثبات رسیده است.
فضلی نژاد ادامه داد: مقام معظم رهبری پس از مطالعه تحلیل محتوای آقای شریعتمداری از ۱۰ سرمقاله همشهری فرمودند که «این تحلیل، بسیار خوب، تیزبینانه و دقیقاً منطبق بر همان برداشتی است که من از مطالعه آن چند شماره داشتم. البته آنچه من مجملاً درک می‌کردم، در این نوشته به روشنی تبیین و برای آن اتخاذ شواهد شده‌است. به ایشان [شریعتمداری] بگویید این نوشته را ویرایش لفظی اگر می‌خواهند بکنند، شاید لازم باشد در زمانی نزدیک به نحوی انتشار یابد.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *